تبليغاتX
شبیه اسماعیل




























شبیه اسماعیل

بازی1

 

دسته ای کوچک بودیم

توپ ها به سمت مان شلیک می شدند

مثل همیشه

هرکس می سوخت

از بازی بیرون می رفت

احمد    پر

فریبرز   پر

ابراهیم   پر

یکی دنبال دیگری  پرپر

نوبت به ما رسید

جای گل

توپ ها آتش شدند

وبازی گرمتر

یکی از ما افتاد

یکی دیگر و

آن دیگری هم

 

ما سوختیم

اما از بازی بیرون نرفتیم

 

بازی2

 

سفید یا سیاه

فرقی نمی کند

آخر این بازی

وسرنوشت هریک از ما سیاه و سفید

در نبردی کاغذی

ما مهره ایم

نامی در لباس سربازی یا اسب رامی

که باحرکتی شروع می شویم

اما بازی

بیرون خانه های مربعی است

بی سیاه و سفید

و حرکت بعدی هم...

 

نوشته شده در 91/02/16ساعت 13:54 توسط اسماعیل محمدپور|

به بهانه ی فرارسیدن سالروز شهادت امام رئوف

حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام

 

گزاره های گریه

 

دعبل نیستم

و این قصیده ی بارانی

که از حرم تو سر در آورده

انتظار صله ندارد

قطره

قطره

قطره

گزاره های      

گ

ر

ی

ه

ا

م/   را

همین طور پلکانی می نویسم

روی گونه ام

کسی هم اگر نفهمد

تو شعر ناب

و جریان سیّال ذهن را

روی این کاغذ خیس

خوب می شناسی

 

 

شفا

 

به جادوی آینه کاری دیوارها

خیره مانده ام

همین که درون این همه آینه

خودم را نمی بینم

یعنی شفا گرفته ام

بگویید نقّاره بنوازند

 

 

نشانه ی رضا

 

این دختر دم بخت

پسر پشت کنکوری

این جوان بیکار

کودک بیمار

این مرد

این زن

این همه آهو

به تو پناه آورده اند

در این همه شیون

هیچ کس به سکوت تو

گوش نمی کند

خیال می کنیم

سکوت نشانه ی رضاست !

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در 90/10/28ساعت 8:4 توسط اسماعیل محمدپور|


آخرين مطالب
» بازي
» رضای رضا
» قایم باشک
» نقد مجموعه شعر« این شعرها ادامه باران است»سروده اسماعیل محمدپور
» دو سيب از دل حوّا
» زنبیلی پر از لاهیجان
» به احترام شما آمدند قافیه ها...
» باز این چه شورش است...
» دست های مادری تو
» «لا الهَ»ام عین ایمان است

Design By : Pichak