تبليغاتX
شبیه اسماعیل
 
 
   
 
 

سلام

این شعر را از کتاب «شبیه اسماعیل» من که انتشارات سوره مهر رغبت نشر آن را فراهم کرده است ُآورده ام:

 

شمال یعنی کجای نقشه ؟!

وقتی خزر امواج تو را نمی گیرد

و کناره های سپیدرود

دیگر شکل قدمهای تو نیست !

قفس یعنی کجای شمال؟!

وقتی هوای پرنده داری و

آسمان این حوالی

اندازه بالهای تو نیست

... و بعد

این همه آسمان را

با اتوبوسی که تاب هیچ پرنده ندارد

پای آزادی نشستم

و صداها که می رفتم

چراغ می زدند

: رسالت ...

: همت ...

: انقلاب ...

من که بچه انقلاب بودم

می دانستم انقلاب یعنی کجا ...!

اما نمی دانم

این تابلوهای تقسیم

چطور قد کشیدند .

- « کارگر شمالی »

« کارگر جنوبی »

« کارگر افغانی ...

حالا به هر مغازه که می پرسیدم :

آقا ! کارگر نمی خواهید ؟ من شمالی ام !

و با یک بلیط که می توانستم دل از تجریش در بیاورم

پا از شوش و راه آهن در آمدم

و قطارها که می ر فتم

دست تکان می دادند

بی که بیندیشند

این مرد دارد می ریزد

این کوه که از شمال آمده است

این دهقان فداکار

که فریاد روشنش را مشعل شده است :

: آهای مردم ! آهای ...

من دارم می ریزم

بگوئید قطارها بایستند !

 

 
 
 |    نوشته شده توسط اسماعیل محمدپور
 
 
   
 
 

سلام

چندی پیش از دوست نازنین و استادم جناب حمید رضا شکارسری کتاب ارزشمندی دریافت شد به نام « آسمان زیر ابرها » که عطر آسمان هشتم می داد .

من این شعر را تقدیم کرده ام به اخلاص برادر شاعرم:

حمید رضا شکارسری .

 

من شاعر نیستم

امّا خوب می دانم

این « ایسم » های پر طمطراق

راهی به آسمان نمی برند

و خیلی ها شان

چیزی بیشتر از ژست های آوا نگارد نیستند

بیا زیارتنامه بخوانیم !

« باذن الله و باذن رسوله ... »

*

به همسرم گفتم

برای همه ی جشنواره های شعر

از این پس

شعرهای بدون اسم و بدون « ایسم » می نویسم

و به جای نشانی دبیرخانه

می نویسم : آسمان زیر ابرها

شاید از آسمان هشتم

روزی کبوتران

بلیط رشت مشهد را

برایمان آوردند

*

من شاعر نیستم

اما دلم مثل تو

رضای « رضا » را می طلبد

 

 

 

این شعر را هم به پسرم تقدیم کرده ام که پنج ماهگی اش را با بهار نفس می کشد .

 

پیش از تو

لب هایم از قاصدک تهی بود

و دست هایم بی برکت

بی قرص نانی که به سه قسمت مساوی تقسیم شود

پیش از تو

هیچ کس نگفت « بابا نان داد »

و بابا مردی بود

که می رفت در باران

[ در خیابانهای گیلان

نرم و نازک

چست و چابک

با دو پای کودکانه ]

خانه خانه

نان را پخش می کرد

پیش از تو بابا بلد نبود

نان را بخش کند

 
 
 |    نوشته شده توسط اسماعیل محمدپور
 

pictofxt

Desert Float Template

Advanced Web Design Center Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین